Saturday, August 20, 2005
اميدوارم عبرت شود
Wednesday, August 17, 2005
رهبري، امام جمعه اين هفته تهران

26مرداد1384
نماز جمعه اين هفته تهران به امامت آيت الله خامنهاي برپا خواهد شد. درست دو روز قبل از بررسي صلاحيت وزراي پيشنهادي رئيسجمهور در مجلس شوراي اسلامي. مطمئنا اعلام خواهد شد كه اين سخنراني به مناسبت سالروز ولادت امام علي است. اما با توجه به تشديد مخالفتها و اختلاف در جناح راست بر سر وزراي پيشنهادي، سخنراني آتي رهبري شايد پاياني بر اختلافات و امر به سكوت مخالفان شود و به عبارتي ديگر، از جانب رهبري به تمامي اعضاي كابينه پيشنهادي قبل از آغاز به كار علني مجلس، راي اعتماد داده شود.
Tuesday, August 16, 2005
حاج آقا بسم الله

چه كسي مي گويد دولت خاتمي دستاوردي نداشت؟ ببينيد احمدينژاد به شعارهاي دولت اصلاحات روي آورده و برنامههاي كلان سياست داخلي و خارجياش را مطابق سياستهاي دولت خاتمي تدوين كرده است. خب، اين يك دستاورد بزرگ است كه همفكران احمدينژاد را به اين نتيجه رسانده كه جز از راه سياستهاي اصلاحي در كشور و بازنگري اساسي، راه ديگري نمانده است. همين شبيه صحبت كردنها براي تندروهاي جناح راست حركت بسيار بزرگي است كه نشان ميدهد اصلاحات خاتمي اثر خود را در ايران گذاشته است. هر چند كه فعلا براي قضاوت كردن در اجرا، بسيار زود است.
دولت جديد در بخشي از برنامه سياست داخلياش، از آزاديهاي سياسي و بيان سخن به ميان آورده كه براي همه اقشار جامعه در چارچوب قانون اساسي حق ميداند. همين برنامه اگر در دولت احمدي نژاد به اجرا گذاشته شود و در حد شعار باقي نماند، علاوه بر توسعه سياسي، ميتواند پايه توسعه بسياري از شاخههاي ديگر از جمله اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي شود. برنامهاي كه نگذاشتند خاتمي به سرانجامش برساند.
پس، حاجآقا احمدينژاد بسم الله؛ ببينيم، مي تواني اين وزنه سنگين را با جثه نحيفات بلند كني يا نه، همچنان اين وزنه در زور پدرخواندهها مي ماند.
Monday, August 15, 2005
مرتضوي: گنجي بازيگر است
در سخن با دوستان آهسته باشيم
حسين بالاخره كار خود كردي؟ خسته نباشي. به راستي چه عايدت ميشود از اين همه حقد و كينه؟ از تو انتظار نداشتم اينچنين به نويسندهاي بزرگ حمله كني.
حرفهايي كه حسين درباره عباس معروفي زده بسيار سنگين است. آزردن روح لطيف يك نويسنده و رمان نويس كه بيشتر عمرش را همه مي دانيم كه در كار فرهنگي بوده، هنر نيست.
حسين! اگر عليه عباس معروفي مدركي داري كه ثابت مي كند او خائن و جاسوس است، منتشر كن. بي ملاحظه منتشرش كن. يادت باشد همه آن حرفهايي كه به معروفي زدي، به خودت نيز مي زنند و تو بيش از هر كس ديگري طعم تلخ اتهام زني را چشيدهاي.
يادداشت آخر معروفي داغي را در من تازه كرده است كه از سر بيحرمتي در دلم افتاده. من يك بار سال قبل به بهنود حمله كردم. تا آنجا كه مي توانستم به او توهين كردم. رفتار او را با تبهكاري هاشمي مقايسه كردم، اما چيزي جز شرمندگي بر خود نماند و بعد از مدتي از او عذرخواهي كردم. هنوز در بعضي مسائل با بهنود اختلاف نظر دارم، اما ياد گرفتهام و سعي مي كنم حرمت او و ديگر نويسندگان بزرگ كشورم را نگاه دارم. چونكه بزرگ ترين سرمايههاي زندگيام امثال بهنود و معروفي و خيلي هاي ديگر اند.
حسين جان هر نويسندهاي صاحب فكر و انديشه اي است. معروفي پاي نامه اي را امضا كرده كه شما محتوايش را قبول نداري . خيلي خوب. مي گويي كه امثال معروفي بيرون گود نشسته اند و مي گويند لنگاش كن. باشد قبول؛ راه حل ارائه كن. ديگر چه كار داري به اينكه چطور از ايران خارج شده و با پشتيباني چه كسي بوده است. آن هم بي مطالعه.
هفته قبل يادداشتي درباره سفرت به ايران نوشتم و سعي كردم توجيه كنم كساني را كه تو را همكار حكومت مي دانند. در آن يادداشت گفتم كه بابا اين طور نيست؛ از وقتي كه حسين آمد تا زماني كه رفت، تنش مي لرزيد. حالا خودت همان حرفهاي بي اساس را درباره ديگران جاري مي كني.
حسين جان، مراقب باش و در سخن با دوستان آهسته باش تا ندارد دشمن خونخوار گوش.
يادداشت عباس معروفي را اينجا بخوانيد.
Sunday, August 14, 2005
تهرانيها غافلگير شدند
...امضايم نيست، اما
23مرداد1384
امضاي من در اين نامه نيست، اما در وبلاگم منتشرش مي كنم. چرا؟ چون در اين نامه اسامي بزرگاني ميبينم كه خواستهاي دارند و مطمئنا بامطالعه نامه اقدام به امضاي آن كردهاند. براي اين بزرگان و ديگر دوستان امضا كننده احترام قائلم و آنان را دلسوز براي وطن مي دانم. اگر دوستان امضا كننده از فراخوان يا مسابقه و يا نامهاي كه من در گذشته ترتيب داده و نوشته بودم، استقبال نكردند، دليل نميشود كه امروز انتقام بگيرم! ميخواهم يك جا اين انتقام گيريها را تمام كنم. ميبينم كه تمام نامهها و بيانيهها دارند به صورت فرسايشي و شخصي زير سئوال مي روند و رنگ مي بازند.
متاسفانه اين معضل از طرح رفراندوم توسط تعدادي از روشنفكران شروع شد و فعلا در اين نامه موج مي خورد كه قطعا به نفع اقتدارگرايان حكومتي خواهد بود.
نامه جمعی از بلاگرها خطاب به مردم ایران!
روشنفکران، اندیشمندان، شاعران، نویسندگان، روزنامهنگاران، بلاگرها و گروههای سیاسی مسئولند و باید راهی برای نجات کشور از وضعیت فرسايشی موجود پیدا کنند. نوشتن نامه، امضا کردن طومار، گذاشتن لوگو و اینگونه کارهای دفاعی همواره توأم با خستگی و فرسودگی و تلف کردن انرژی است. چنین کارهایی را ادامه میدهيم اما معتقديم که روند مبارزه اينک شيوهی ديگری را میطلبد.
بيست و شش سال گذشت و ما مدام داريم دفاع میکنيم که آدمی را از دست ندهيم. جمهوری اسلامی همه را به بازی گرفته، و همه مشغول اين مبارزهاند که يک روزنامهنگار کشته نشود، يک وکيل به اتهام جاسوسی در زندان نپوسد، يک زن سنگسار نگردد، و اين بازی تمامی ندارد. بيست و شش سال است که آدمها به جرم جنگ مسلحانه، بابيگری، جاسوسی، زنا، اهانت به اسلام، ايجاد تشويش اذهان عمومی، اهانت به رهبری، و هزاران جرم اينچنينی آزار میبينند و يا کشته میشوند، و ما قبل يا پس از حادثه واکنش نشان میدهيم.
روشهای دفاعی نتیجه نمیدهد. ما ایمان و اعتقادمان بر اين است که بايد از جسدبازی فاصله بگيريم، بايد از کابوس آنها رويا بسازيم. ما میتوانيم با طرح موضوع و ايجاد فکر آنها را به موضع دفاعی و سلبی بکشانيم. ما فرهنگ و خبر و هنر توليد میکنيم، آنها اگر میتوانند هزينه کنند و جلو آن را بگيرند. میدانيم که نمیتوانند. ما با آخرين تکنيکها، با تمام امکانات رسانههای جهانی از در و ديوار به درون خانهمان، ايران راه پيدا میکنيم تا جنگيرها بفهمند که جامعه نيازمند رهايیست، که حق انسان اعدام و سنگسار و آويختن و شکنجه و شلاق نيست، که شأن انسان آزادی و برابری و عدالت اجتماعی است.
اگر کسی فکر میکند سید علی خامنهای خداست و شاهرودی و مرتضوی برایش کار عزراییل را انجام میدهند و فقهای شورای نگهبان هم نگهبانان جهنم او هستند، خواهند دانست که يکبار زندگی میکنند، خواهند دانست که فريب اين متقلبان خدازده را نخواهند خورد.
نگاه کنید به مجلس مملکت، به رییس جمهورش که بناست کشور را بر پایهی استخاره اداره کند، نگاه کنيد به هجوم چهار پنج سايت و وبلاگ تروريستی که آنها ادارهاش میکنند! باور کنيد از وحشت به این زوزه کشیدن روی آوردهاند. در اندازههای ايران و توان روشنفکرانش نيستند. از ترس و وحشت روزنامهنگاران و روشنفکران و دانشجویان را در زندان سرکوب میکنند که ادای قدرت را دربياورند. هر صدای معترضی را خاموش میکنند، اما نمیدانند که صدای اعتراض از خانهی خودشان، از فرزندشان، از نزديکترين فردشان در سينه مانده است. از ترس آدم میکشند و ناگاه میبينيم جسد چهرهای برجسته در کوچه و بازار پیدا میشود.
آی آدمهای مسلمان، چپ، کمونیست، سلطنتطلب، کافر، بهايی، ارمنی، يهودی، زرتشتی، پیروان ادیان مختلف ... آهای ایرانی! نجات کشور در حرکت است و شرایط آن امروز فراهم شده.
ما امضاکنندگان این نامه معتقديم که با ایجاد امید در مردم از این حالت انفعال و دفاعی خارج شويم و در گامهای نخست در حمايت از مردم زجرديدهی کردستان به ياریشان بشتابيم. آزادی بیقيد و شرط زندانيان سياسی حق ماست، و با يورش به تمامی احساس خبری، آنها را از تاريکخانهها بيرون میآوريم. ايران کشور ماست، و آزاد کردنش هزينه دارد. با تمام وجود برای آزادی ايران تلاش میکنيم، و با ايجاد کار فرهنگی و خبررسانی بهموقع و افشای نکبت، به زندگی نور میتابانيم.
ايران نيازمند رهايی است، و ما ايرانیها نيازمند هماهنگی و يکپارچگی و فکرهای نو هستيم. حرکت را پرقدرت آغاز میکنيم.
عزیرانی که علاقهمند به امضای نامه هستند لطفا از طريق فرمهای مربوطه و یا از طریق assada@gmail.com به اطلاع ما برسانید تا نام شما یا وبلاگتان به لیست اضافه شود.
اسامی بلاگرهای امضا کننده نامه
نظام مخملي

23مرداد1384
با اين كابينهاي كه رئيس جمهور امروز به مجلس معرفي كرد، ديگر مي توان گفت كه نظام اسلامي در ايران مخملي شد؛ كاملا يكدست. مبارك است!
اخبار مرتبط:
- فهرست كابينه پيشنهادي احمدي نژاد به مجلس ارائه شد
- زندگي نامه اعضاي كابينه پيشنهادي محمود احمدي نژاد (1)
Saturday, August 13, 2005
ماهي گيري از آب گلآلود
خبر مربوط به گروگانگيري چهار نفر از ماموران نيروي انتظامي را خواندم.
ببينيد عناصر سوخته و معاند چطور از آب گلآلودي كه متاسفانه از سوي نيروي انتظامي صورت گرفت و شهرهاي شمال غرب كشور را متشنج و ناامن كرد، مي خواهند ماهي بگيرند. دلم براي سربازان اسير شده مي سوزد. آنان مامور هستند و معذور؛ تكليف مي گيرند و به محل ماموريت مي روند. چه گناه ديگري دارند؟
از جنگ و كشتار به شدت متنفرم. خبر دستگيري چهار مامور و شهادت سربازي به شدت مرا تحت تاثير قرار داده. روزي روزگاري مجاهدين خلق كه قدرتي داشتند، اگر از بچههاي سپاه كسي را گرفتار مي كردند، تكه تكهاش مي كردند. همين اعمال كثيف و منافقانه شان در زمان جنگ با عراق، باعث شده كه امروز هيچ پشتوانه مردمي نداشته باشند.اميدوارم هر چه سريعتر اين عوامل مزدور و تروريست هم (گروه پژاك) به عقب رانده شوند.
چيز هستهاي
در بخشهاي مختلف خبري سيما، مصاحبههاي مردمي درباره فعاليت اتمي ايران به جاهاي جالب رسيده است. امروز در بخش خبري ساعت 14 شبكه اول سيما در يكي از همين سلسله مصاحبهها، با همه نوع تيپي مصاحبه شده بود. از جوان تحصيل كرده گرفته تا زن خانهدار و كارگر زحمتكش كارخانه. اما يك قسمت از مصاحبه شاهكار بود؛ از راننده تاكسي مومن و باخدايي كه تمام صورتش ريش بود و فقط پيشاني چروكيده و متورمش معلوم بود، پرسيدند كه نظرتان درباره فعاليت هستهاي ايران و اعتراض غرب چيست؟ ايشان با لحن باتقوايي جواب داد كه "ما دست از هيچ چيز هستهايمان برنميداريم و به آمريكا هم اجازه نميديم كه جلوي چيز هستهايمان را بگيرد."
آقاي كديور! شاهرودي ساكت است

البته آقاي كديور اين موضوع را نبايد از ياد ببرند كه از اين مورد هجومها به منازل روشنفكران و نويسندگان بار اول نبوده است و نخواهد بود و آقاي شاهرودي همواره بابت اين نوع اعمال غيرقانوني سكوت اختيار كردهاند. پس بهتر بود كه اين شرط و شروط را مدتها قبل براي آقاي شاهرودي مي گذاشتند؛ نه الان كه خيلي دير شده است.
توضيح
در جواب اين دوستان بايد عرض كنم كه نه تنها اين آخرين بار نخواهد بود، بلكه نسبت به اين مسائل در آينده حساسيت بيشتري نشان خواهم داد. آقاياني كه پاي فراخوان را امضا ميكنند، نسبت به تعهدي كه ميدهند بايد پايبند باشند. وگرنه كه مي شود بي نهايت امضا گرفت. هدف از فراخوان، ملاقات با گنجي بود كه روز و ساعت هم در آن قيد شده بود. صدوشصت نفر از چهرههاي برجسته سياسي و فرهنگي آن را امضا كرده بودند. اما چند نفر بيشتر تشريف نياوردند. باور كنيد حرفهايي كه در مقابل بيمارستان از مردم به گوشم مي خورد مرا مي آزرد. ارتباطي به من نداشت حرفها ولي از گلايههايي كه از روشنفكران و دوستان گنجي ميشد، خجالت مي كشيدم. دائم زمزمه ميكردند كه پس فلاني كو؟ چرا آقاي فلان نيامده؟ چرا خانم فلاني غيبت دارد؟
به نظرم اين نوع برخوردها در واقع توهين به مردم است. آن وقت مي نشينيم و داد مي زنيم كه چرا همواره از جانب مردم پس زده مي شويم؛ چرا مردم به روش اصلاحطلبانهمان توجهي نمي كنند؟ ما خودمان اين بي اعتمادي را گسترش داديم و ميدهيم. در فراخوان اول براي ملاقات با گنجي بي اعتمادي آورديم، خوب، باشد، مطمئنا براي فراخوانهاي بعدي بي توجهي مي بينيم. مگر اينكه تا دير نشده جبران كنيم.
ضمنا اين نكته را هم بنويسم كه چند كامنت از پستهاي قبلي را پاك كردم. متاسفانه بعضيها وبلاگستان را محلهشان ميپندارند كه سر كوچهاش بايستند و فحشهاي ركيك به اين و آن بدهند.
Friday, August 12, 2005
انتشار جديدترين رمان ضد اسلامي سلمان رشدي

"سلمان رشدي" نويسنده هنديتبار مقيم انگليس كه به علت توهين به مقدسات دين مبين اسلام از سوي حضرت امام خميني(س) به ارتداد محكوم شده بود با انتشار رماني جديد، بار ديگر به ارائه تصويري منفي از چهره اسلام به افكار عمومي جهان دست زد.
به گزارش سرويس ديپلماتيك خبرگزاري كار ايران ( ايلنا )، اين نويسنده مرتد كه به علت نگارش كتاب موهن "آيات شيطاني" با انتشار فتواي حضرت امام خميني(س)، "مهدور الدم" اعلام شده و به زندگي مخفيانه و تحت نظر پليس مجبور شد بار ديگر در رمان جديد خود كه از سوي بنگاه انتشاراتي انگليسي "RANDOM HOUSE" منتشر ميشود، مقدسات دين اسلام را به سخره گرفته است.
به گزارش بنگاه خبرپراكني دولتي انگليس ( بيبيسي )، نهمين رمان نگاشتهشده به دست رشدي كه در بازارهاي غربي با 35 درصد تخفيف و با قيمت 11 يورو و 69 سنت عرضه ميشود، "شاليمار دلقك" نام دارد كه داستاني از يك نوجوان مسلمان است كه يك روحاني تندرو او را تحت آموزشهايي قرار ميدهد تا به اقدامات تروريستي دست بزند.
اين كتاب كه تا دو هفته ديگر روانه بازارهاي كتاب ميشود به زبان انگليسي نگاشته شده و بنا به اعلام پايگاه اطلاعرساني "AMAZON" و پاگاه اينترنتي "BOOKS"، كتابي است كه دين اسلام را ديني آميخته به سحر، جادو، مارگيري، قتل، غارت، ترور، جنگ و خشونتهاي جنسي نشان ميدهد بر قلب و روح خواننده تأثيري شگرف ميگذارد.

در اين داستان، جواني مسلمان كه راننده "ماكسيميليان اوفولس" سفير سابق آمريكا در هند است، وي را در پلكان آستانه خانهاش در لسآنجلس ميكشد اما اين مسأله كه ناشي از يك انگيزه عشقي است به موضوعي سياسي تبديل ميشود و سپس در كشمير پس از آشنايي با يك روحاني مبارز مسلمان، به جبهه اسلامي آزاديبخش كشمير ميپيوندد.
گفتني است انتشار رمان "آيات شيطاني" به دست اين نويسنده مرتد انگليسي و انتشار آن از سوي بنگاه انتشاراتي "پنگوئن" با صدور فتواي ارتداد وي از سوي حضرت امام خميني(س) روبرو شد و خشم تمامي مسلمانان جهان را برانگيخت.
شايان ذكر است كه دولت انگليس از سال 1988 همچنان به حفاظت و مراقبت از "سلمان رشدي" در برابر حملات احتمالي مسلمانان و اجراي حكم امام خميني(س) ادامه ميدهد و امنيت جاني وي را در سفرها و ديدارها و سخنرانيهايش تأمين ميكند.
























